فرمول نهایی و قدرت عمل کردن منظم به دانسته هاست

فرمول نهایی موفقیت آنتونی رابینز خلاصه مطالب

راهنما 09191073763

در گذشته های دور قدرت بیشتر موروثی و ژنتیکی بود ، مثلا پادشاهان قدرت در اختیار خود را بکار میبردند و بعد این قدرت به فرزندان آنها انتقال میافت ، یعنی اگر شما در آن دوران بودید و در گروه خاندان سلطنتی نبودید رسیدن به قدرت را باید از ذهن خارج میکردید . همینطور اگر قدرت بدنی برای جنگ و جدال مطرح بود نیز میبایست از نظر ژنتیکی بزرگ جثه و قوی بوده باشید تا قدرت در اختیار شما باشد .

کمی قبل تر داستان عوض شد و در عصر صنعی قدرت از ثروت و سرمایه سرچشمه میگرفت ، یعنی سرمایه دار با قدرت سرمایه خود خواسته ها و اهدافش را اجرا و حتی به دیگران تحمیل میکرد . اکنون در عصر ارتباطات و اطلاعات قدرت بواقع دانش و آگاهی و اطلاعات و تخصص میباشد ، و این دانستن براستی تعیین کننده و متاع پادشاهان دوران میتوانست باشد . یعنی امروزه هر جوانی مثلا با یک شلوار آبی میتواند شرکتی ثبت کند و تمام دنیا را تحت تاثیر افکار و باور ها و اطلاعات خود قرار دهد و نه مثل گذشته های دور که یا میبایست شاهزاده باشد و یا ثروتمند اشراف زاده . اکنون هر فردی این امکان را دارد تا خود را با قدرت اطلاعات و بکارگیری مناسب آن ، به خواسته ها و رویاهایش برساند .

تفاوت اصلی به گفته تونی رابیزن در بکارگیری اطلاعات است چرا که خیلی ها ممکن است خیلی چیزها را بدانند اما تنها گروه اندکی از افراد دانسته ها را در خود به عمل متجلی کرده و دنیای درون خود و دیگران را تغییر داده اند . این بکار بستن دانسته ها باید منظم و هوشمند باشد چیری که در مجموع آنتونی رابینز آن را فرمول نهایی نامیده است .

ابتدا باید بدانید چه میخواهید ، یعنی رویا و خواهش و آرزوی شما چیست ؟ نباید زیاد مبهم باشد ، باید بتوانید خواسته خود را بصورت خلاصه روی کاغذ بنویسید . سپس میتوانید رفته رفته به رویا و آرزوی خود شکل و جزئیات بیشتر بدهید و حتی احساسات خود را نیز درگیر آنها بنمایید .

بسوی رویا و هدف خود گام بردارید ، یعنی اگر آموزش و کلاس میخواهد شروع کنید . اگر تاسیس شرکت میخواهد از یک جای کوچک شروع کنید و خلاصه با کمی اندیشه بسوی هدف گام بردارید .

شاید مهمترین قسمت در فرمول نهایی این است که هر از گاهی به ارزیابی نتایج و مسیر بپردازید ، مثلا هدف شما از چند بخش کوچکتر تشکیل شده است ، میخواهید پزشک شوید و یا کارخانه دار شوید . برای ارزیابی باید هر از گاهی نتایج را چک کنید مثلا برای پزشک شدن آیا باندازه کافی در حال بدست آوردن مهارت و دانش هستید ؟ آیا بجز دانش به اندازه کافی میدانید چگونه پاسخ سوالات را بدهید تا نمرات مناسب کسب کنید ؟ آیا برای دوره کارآموزی به چند جا سر زده اید ؟

یعنی نسبت کا رویا و هدف خود در جنبه های مختلف آن خود را ارزیابی کنید که آیا درست پیش میروید و سپس با توجه به نتایج مسیر را اصلاح کنید . اینطور بگویم اگر در کاری و خواسته ای امکان ارزیابی پیشرفت شما وجود ندارد بهتر است آن را رها کنید چون هرگز نمیدانید در کجای کارهستید .

بخش آخر فرمول نهایی انعطاف پذیری شما به عنوان یک فرد موفق میتواند باشد . بطور خیلی خلاصه اینطور نبوده که تمام افراد موفق دنیا دقیقا به آنجه که خواسته اند برسند ! یعنی بسیار از اوقات در میان راه با انعطاف پذیری مجبور به تغییر مسیر نیز شده اند . کریستف کلمب را بیاد بیاورید که گمان میکرد قاره هند را کشف کرده است !

انعطاف پذیر بودن یعنی یک خواسته و رویا و هدف را نباید با تمام جزئیات و صد در صد بخواهید ، مثلا در مثال تحصیل برای پزشکی برنامه تان این بود تا در تمام دروس نمره بیست بیاورید و جز آن نخواهید . اما انعطاف پذیر بودن یعنی اگر برخی دروس نمره در حد قبولی نیز برایتان داشت بپذیرید ، انعطاف یعنی مثلا شما برای جراحی مغز هدف و برنامه ریزی کرده اید ولی اگر مسیر روزگار شما را به نرولوژی و سیستم های عصبی سوق داد باز هم خود را برنامه ریزی کنید با به آن برسید و از آن لذت ببرید . فرمول نهایی موفقیت و انعطاف پذیر بودن در انواع بیزنس و کسب کار ها و نیز رشته های ورزشی تعیین کننده میباشد .