شهرام فخار میلیونر صاحب رستوران های زنجیره ای پدر خوب

میلیونر شهرام فخار رستوران پدر خوب

راهنما 09191073763

  شهرام فخار بنیانگذار رستوران های زنجیره ای پدر خوب

شهرام فخار اولین فرزنده خانواده متولد محله های پایین شهر بود. پدر وی کارمند دولت و مادر خانه‌ دار بودند. خوشبختانه بخاطر اینکه خانواده به او در کودکی مسئولیت هایی کودکانه میدادند وی در همان روزها با حس مسئولیت پذیری آشنا شد. از همان کودکی لذت کسب و کار سالم را با فروختن شانسی و آدامس و بادبادک و نظایر آنها چشیده بود و اوغات فراغت خود را اینگونه پر میکرد و از درآمد های حاصله وسایلی که لازم داشت خریداری مینمود.

میتوانید بدین طریق با آقای شهرام فخار ارتباط بگیرید - در زمان ویرایش این مطلب تست شده است

تلفن : 02144992890

آدرس:کیلومتر 17 اتوبان تهران-کرج، خیابان داروپخش، انتهای خیابان هشتم، پلاک 4و 6

چندان علاقه ای به مدرسه و در نداشت و اغلب دروس را با تجدید قبول میشد. ولی اغلب در پی تجربه ای تازه و جدید بود. تا اینکه بخاطر علاقه شدید به فوتبال در زمین های خاکی محله های شهر بازی میکرد . سرانجام بخاطر استعداد خوبش یکی از آشنایان وی را به پرسپولیس هدایت میکند تا مدتی در آنجا بازی کند. وی خودش میگوید بعد از مدتی که به دعوت تیم شاهین به آن تیم میپیوندد بخاطر آنکه آن باشگاه و تیم مکتب درس  و اخلاق بود تجربه های بسیار خوبی از آن دوران کسب کرده است. بخاطر علاقه و محیط پر انرژی  وی تمرینات طاقت فرسایی انجام میدهد تا جایی که چندید بار بخاطر آسیب دیدگی ورزشی راهی بیمارستان میشود. سرانجام بخاطر همین آسیب دیدگی های شدید مجبور به ترک فوتبال میشد.

بعد از آن به خدمت مقدس سربازی میرود و هنگامی که خدمت وظیفه به پایان میرسد از طریق آشنایان پدر موفق میشود وارد تلوزیون شده و به تولیدات تلوزیونی موفقی آمیزی میپردازد که از آن میان میتوان به ساخت فیلم عینک آفتابی به همراه آقایان مهریان و رفیعی نام برد. البته این حرفه چندان مورد علاقه ایشان نبود و بدین ترتیب تصمیم به ادامه تحصیل در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی میگیرد. جالب اینجاست که او در حین تحصیل در شرکت مرغ اجداد کرمان نیز مشغول به کار بوده و خیلی زود سمت مدیر فروش نصیبش میگردد و در زمره جوانترین مدیران آن شرکت قرار میگیرد. مدتی بعد بخاطر مشکلاتی که در شرکت پیش آمده بود مجموعه شرکت به فروش میرسد و او دوباره بیکار میشود.

کم کم جرقه هایی در ذهن او پدید می آید و از تجربه های خود و گفتگوی دیگران ترس ها کنار گذاشته و در مورد تصمیم گیری به فکری خوب و چاره ای پویا میگیرد. چون در زمینه مرغداری شناخت داشته یک مرغداری بصورت مستقل تاسیس میکند و با توکل به خدا و کائنات کار را شروع میکند. قدم بعدی نیز چندان دور از تولید مرغ نبود چرا که اجاره و افتتاح یک ساندیچی در یک مرکز خرید کمک میکند تا بخشی از تولیدات پرورشی مرغداری خود را در ساندویچی بصورت ساندویجهای خوب تحویل مردم دهد.

رفته رفته رویا های گذشته در ذهن او قوت میگیرد و از آنجا که میدانست برای انجام کارها آموزش و تجربه دیگران نیز ارزشمند است برای بازدید از شرکت های بزرگ و زنجیره ای آمستردام و نیز دیدن دوره‌ای آموزشی در همین زمینه به هلند سفر میکند. در نهایت و بازگشت از سفر با تلاش و تدبیر تعداد شش شعبه از رستوران مورد نظر و ایده خود را دایر و راه اندازی میکند. تا به اکنون تعداد شبه های رستوان های ایشان با نام پدر خوب به بیش از 60 رسیده است که به خوبی در حال فعالیت بوده و پرسنل بسیاری در آنها مشغول به کارند. شهرام فخار بسیار خوشبین است که بزودی تعداد شعبه ها به بالای 100 هم خواهد رسید.  انشاالله دید مثبت تدبیر و پشتکار او سرمشقی برای جوانان جویای نام و ثروت باشد.

میتوانید بدین طریق با آقای شهرام فخار ارتباط بگیرید - در زمان ویرایش این مطلب تست شده است

تلفن : 02144992890

آدرس:کیلومتر 17 اتوبان تهران-کرج، خیابان داروپخش، انتهای خیابان هشتم، پلاک 4و 6




با نوآوری و مدیریت خوب کار را شروع کنید - شهرام فخار آقای شهرام فخار موسس رستورانهای زنجیره ای پدر خوب توصیه میکند که کار را با جدیت و برنامه ریزی شروع کنید ، مثبت نگری خوب است ولی نه آنکه به بهانه مثبت نگری هیچ تحقیق و مدیریتی بر کار نداشته باشید . امروزه از هر کس بپرسی میگوید رستوران صد ...ادامه مطلب

صد در صد سود دارد ! پدری در منزل نشسته و پسرش کمی اذیتش میکند و پدر برای آنکه راحت شود میگوید مثلا پسر جان این 300 میلیون را بگیر و یک رستوران تاسیس کن ! اینها بر اساس این تفکر کار را شروع میکنند که اگر مردم از هر چیز بگذرند و خرید نکنند اما از شکم خود که نمیتوانند بزنند و به رستوران ما خواهند آمد  اما اصلا این خبر ها نیست ! با اینکه تعداد رستورانها هر روز بیشتر میشود اما حدود 70 در صد رستورانها زیانده هستند و خود رستورانها در ابتدا نمیدانند و گمان میکنند سود میبرند . در واقع اینها تا شش ماه با پول مردم کار میکنند یعنی جنس ها و دستگاه هایی را که بصورت چک مثلا دو ماهه  میخرند در نظر نمیگیرند و همینطور که فروش آنها بالا میرود پول ها را خرج میکنند و این تا چند ماه خودش را نشان نمیدهد . مثلا بعد از هفت ماه میبینند که ای داد کلی بده کار شده اند و کلا بازدهی منفی شده است . بعدش هم میخواهد جواب مردم را بدهد میبیند نمیشود و می آید دستگاه ها را زیر قیمت میفروشد تا جواب مردم را بدهد و در مجموع یک عدد وحشتناکی ضرر میکند . چون اینگونه افراد کارشان را بررسی نکرده اند . مثلا پی ام مالی که نحوه پرداخت های آسان و بموقع است را بررسی نکرده اند ، و یا سی پی ام زمانی که خود بررسی و ارائه راه کار برای تشخیص کارهای حساس و بحران آفرین از کارهای معمولی و انجام شدن آنها میباشد تا از مشکلات آینده جلوگیری شود . به واقع هیچ آموزشی در زمینه مدیریت کسب کار چه کوچک و چه بزرگ ندیده اند . شما برای موفقیت در رستوران داری باید یک کار خوب ارائه بدی ، برند داشته باشی ، خلاقیت و نوآوری داشته باشی یعنی کلا به نوعی متفاوت باشی با بتونی موفق بشی . قدیم شاید خود من هم ساده شروع کرده بودم . اون وقت ها یک شرکت بود و با خودش مسابقه میداد اول میشد ! الان رقابتها بسیار تنگاتنگ است و در هر شغلی شما دها رقیب قوی دارید . اینطور نیست که شما یک کاری را شروع کنید و فکر کنید صد در صد موفق میشوید . شما باید خلاقیت و نوآوری و ایده جدید داشته باشید که در بازار جای خود را پیدا کنید .


شهرام فخار از تغییر نترسیدن راز بزرگ تداوم موفقیت یکی از بیننده ها از آقای شهرام فخار کارآفرین ایرانی سوال میپرسد : من چهل سال است که ساندویچ فروشی دارم ، همش با بهداشت و مالیات و اینها باید سروکله بزنم و مستاجر هم هستم لطفا بررسی کنید چرا من موفق نمیشوم ؟ آقای فخار در پاسخ همراه با دید ...ادامه مطلب

با دید مثبت برای یافتن نقاط قدرت میگوید : خوب چهل سال تجربه خیلی خوبی بدست آورده اند . حالا نسبت به خواسته خود باید ببینند ایراد کار کجاست یعنی یافتن مشکل و ایراد خود گام مهمی است . حتی میتوانند از مشورت دیگران و کارشناسان استفاده کنند تا به ذهنیت و نتیجه دلخواه برسند . در واقع من بزرگترین توصیه ام این است که بیشتر ما انسانها چون عادت میکنیم پس از تغییر میترسیم . در واقع ما همه باید به تغییر عادت کنیم ، یعنی چهل سال و ده سال و این حرفها ندارد . وی در ادامه میگوید من خودم تقریبا هر دو سال خانه خود را عوض میکنم ، هر دو یا سه سال ماشین خود را عوض میکنم . دوست دارم این عادت تغییر همیشه در  من باشد و انسان نباید از تغییر بترسد و این باعث پیشرفت و انرژی میشود . این دوست ما گفته چهل سال ساندویچی کرده و در ضمن گفته موفق هم نبوده ، خوب وقتی فردی میبیند در کاری موفقیت بدست نمی آورد باید بایستد و تغییری ایجاد کند حتی اگر شده برود به شاخه کاری دیگری . همانند بحث فنگشوی که در جایی دیگر گفتم باید یک چیری رو سریع خالی کنه یا کنار بگذاره و از خودش دور کنه تا فضای کافی خالی در زندگیش ایجاد بشه که انرژی های جدید به زندگی او بیاید . یکی دیگر از بییندگان میبپرسد: فرزند من 15 سال دارد و ساندویج تخم مرغ میفروشد چکار کنم روزی مانند شما یک کارآفرین بزرگ شود و یا حتی بهتر از شما ! آقای شهرام فخار با لبخند میگوید من که از کره ماه نیامده ام  بقیه هم میتوانند کارآفرین خوب شوند ، این مادر که در باره فرزندش سوال کرده بهتر است به این فرزند انرژی مثبت بدهند و حمایتش کنند و او را نترسانند . مثلا بگویند این کار را کردی اینقدر پول جمع کردی حالا بیا یک کار جدیدتر و بعد از اون یک کار جدید تر و دو باره کار جدید تر ، همینطور پله پله این کار ها رو بالا تر ببرد و بدین ترتیب آن مادر میتواند فرزندش را حمایت کند . آقای شهرام فخار میگوید : بگذارید فرزندان کارهایی را که دوست دارند پیگیری کنند . این مدرک گرایی که در خون ما ایرانی ها افتاده زیاد خوب نیست . مثلا به دخترم میگویم تو چند سال درس بخونی لیسانس بگیری و اگر بدردت نخورد و بگذاری روی طاقچه خاک بخورد این خوب نیست اما در مقابل هنگام تدریس به دیلپمه ها و یا علمی کاربردی ها که از آن رشته درسی استفاده کرده و در کنار آن با حرفه ای واقعا آشنا شده اند میگویم این بسیار عالی است یعنی در طول این دو ساعت کلاس اگر یک نکته واقعی از من یاد بگیرند باور کنید همیی ها کار ساز است .


از شکست نا امید نشوید گفتگو با آقای فخار کارآفرین ایرانی مجری برنامه به شوخی از آقای شهرام فخار سوال میکند که یکی از طرفدارن شما پیام داده شما هم فوتبالیست هستید هم خبرنگار و هم برند ساز و رستوران دار ، رفوگر فرش و حتی تهیه کننده ! آیا این همه تنوع در کار درست بوده ؟ پس این که ...ادامه مطلب

که میگویند از این شاخه به آن شاخه نپرید چه میشود ؟ آیا از شکست ناامید نشدن این انرژی را با آدم میدهد ؟ وی در پاسخ میگوید به واقع اکثر آن موارد بصورت فان و شاید مانند تفریح بوده برای من . یعنی من در هر کاری عادت دارم خودم را به انتهای کار میرسانم یعنی انگار که میروم تا ته کوچه بن بست و دست میزنم به ته کوچه م میبینم که هیچ چیز خاصی نیست و پس دیگر در آن قسمت یا کار نمی مانم و بدنبال کاری و جایی میروم که حس کنم چیزی برای گفتن من خواهد داشت . در واقع چه بحث رستوران یا مرغداری و یا هر چیز دیگری دوست ندارم که نمره ام از 100 نمره 20 شود . البته در این لحظه از 100 زندگی خودم به خودم 20 میدهم یعنی هنوز 80 نمره دیگر جای پیشرفت دارم . مجری برناه باز میگردد به بحث احتمالی چند دقیقه قبل و میگوید : خوب ، به بن بست مرغداری رسیدید و به جایی رسیدید که جوجه های مرغداری مردند . یعنی اون روز صبح بیدار شدید و دیدید که مرغداری که آنهمه سرمایه و زحمت برایش کشیده اید از بین رفته ، چه حسی داشتید ؟ این که میگویید ناامید نشوید آیا خودتان کلا ناامید از شغل و حرفه و کسب و کار شدید ؟ این کارآفرین موفق در جواب میگوید : البته شب حالم خراب بود اما صبح دوباره با انرژی مثبت بلند شدم و گفتم "درستش میکنم" . یعنی آدم نباید به این سادگی ها ناامید بشه ، برسی کنید مشکل کجا بوده . آیا در مدیریت شما مشکل بوده ؟ پیش بینی بازار ؟ روش تولید ؟ کنترل هزینه ها ؟ خلاصه مشکل رو پیدا کنید و با روحیه و انرژی مثبت مشکلات رو برطرف کنید و دوباره شروع کنید . وی در ادامه میگوید : کلید موفقیت این است که بسادگی از شکست ناامید نشوید ، یادم می آید یک روز با مادر و خواهرم رفتیم برای خرید به یک مرکز تجاری در غرب تهران . رفتیم داخل مرکز پس از خرید هنگام خروج دیدیم که یک مغازه بود که روی آن پلاکارت زده بودند این مغازه اجاره داده میشود . شماره طرف رو یادداشت کردم و تماس گرفتم که من این مغازه رو میخواهم . صاحب مغازه در پاسخ گفت 3 میلیون پول پیش و درست خاطرم نیست شاید 300 هزار تومان هم برای اجاره و این موضوع در سال 83 اتفاق افتاد . در واقع رستوران های زنجیره ای پذر خوب از همین جا شروع شد ، با سه میلیون تومان که صبج فردای آن روز چک آن را به صاحب مغازه دادم و کارم رو شروع کردم . در آن هنگام برند ما برند فارسی نبود و به زبان لاتین بود . بالاخره کار را که ادامه دادم کارمان گرفت . شعبه یک ، شش ماه بعد شعبه دو  .. بشرطی که مشکلات را بررسی کنید تا از اشتباهات پند بگیرید ، این نتیجه از شکست ناامید نشدن است .. مجری برنامه میپرسد که آیا شما تا آن زمان تجربه فست فود یا چیزی در این زمینه داشتید ؟ آقای فخار میگوید : در حدود 17 سالم بود که با بچه یک ساندویج فروشی سر کوچه مان زدیم . یعنی از بچگی دوست داشتم رستوران و این جور کارها رو ، یعنی توبدنم کار رو حس میکردم و علاقه داشتم . در ادامه بحث بالا رستوران پدر خوب رو که شروع کردیم کار گرفت . شعبه یک و دو ، سه ، چهار و پنج و کار خوب بود . شاید حدود دو سال گذشت و ناگهان در یک شد اماکن تهران هر پنج شعبه مرا پلمپ کرد . دوباره حس کردم که رسیدم به همان نقطه مرغداری و همه چیز دوباره تمام شد ! با کمی بررسی متوجه شدیم که اماکن بدرستی ایراد گرفته بود و ما اجازه نداشتیم از اسامی خارجی در برند و نام برند خود استفاده کنیم . دوباره از ابتدا شروع کردم و نام برند رو از لاتین به فارسی یعنی همین رستوران پدر خوب تغییر دادم . جالب اینکه انگار از اون روز خداوند یک نظر دوباره ای به من کرد ، یک انرژی دوباره به من داد . از آن روز بصورت تصاعدی شعبه ها افزایش یافت . زدیم و  زدیم و زدیم و باورش مشکل است در یک مرحله من در 44 روز 14 افتتاحیه شعبه ها رو داشتم .